امیر عابدزاده: بابام زنگ زد و گفت یاد ایران-آمریکا افتادم

کمکم باید بپذیریم که او دروازهبانی فوقالعاده است. نمایشهای اخیر امیر عابدزاده در پرتغال و همچنین سیوهایی که او را به تیم هفته لیگ رسانده، همه و همه نشان از آمادگی بالای دروازهبانی است که خصوصیات بسیاری را از پدرش به ارث برده. پدری که گل میزد و در بازی با پا تبحر داشت. امیر هم گل میزند و در بازی با پا نیز هنرمند است. دروازهبانی که در کودکی بیشتر یک مهاجم بود اما حالا آنقدر خوب کار میکند که با واکنشهای دیدنی، پدرش را یاد بازی ایران - آمریکا میاندازد.
این بار بر خلاف فصل قبل، از ابتدا دروازهبان ثابت ماریتیمو هستی و لیگ را تو آغاز کردی، آن هم با توجه به تغییر سرمربی و وجود دروازهبانی برزیلی به نام چارلس. توضیح میدهی که چطور به پیراهن شماره یک رسیدی؟
این فصل شرایط من با فصل قبل فرق دارد. فصل قبل من در لیگ و از ابتدا دروازهبان ثابت نبودم. چارلس درون دروازه ایستاد و مربی از من در جام حذفی و تاکادا لیگا استفاده کرد. الان اما مربی ما عوض شده و همه چیز از صفر شروع شده. من و چارلس باید خودمان را نشان بدهیم تا به ترکیب برسیم. خوشبختانه با تمرینهایی که انجام دادم، مربی جدید از من در ترکیب ثابت استفاده کرد. چه در جام حذفی و چه در لیگ.
اما تو دیرتر از چارلس به تمرین اضافه شدی و عجیب بود که چطور در طول دو، سه هفته خودت را به مربی اثبات کردی.
درست میگویید. من دیر اضافه شدم و به خاطر استراحت - بعد از جام جهانی- در ایران حضور داشتم. از وقتی به پرتغال برگشتم، تمام سعی من این بود که مربی را راضی کنم. در برد 3 بر صفر در جام حذفی خوب کار کردم. به همین دلیل در لیگ هم به من اعتماد شد و خدا را شکر عملکردم هم بد نبود.
ماجرای آسیبدیدگی تو چه بود؟ به طور کامل رفع شد؟
یک مصدومیت کهنه بود که ترجیح دادم در مورد آن ریسک نکنم. نمیخواستم تمرین پیش فصل را با درد آغاز کنم. به همین دلیل به پرتغال برگشتم و آسیب دیدگیام را مداوا کردم. وقتی صد در صد آماده شدم به مربی گفتم میتوانم بازی کنم.
نخستین بازی پیش فصل خودت را مقابل لاس پالماس در جزایر قناری اسپانیا برگزار کردی. 85 دقیقه درون دروازه ایستادی و فقط یک گل خوردی. از آن بازی کمی برایمان بگو. انگار که خودت هم مشتاق بودی در این بازی به زمین بروی؟
من علاقه ویژهای داشتم که در این بازی حاضر باشم چون در اسپانیا برگزار میشد و من هم لیگ این کشور را دوست دارم. لاس پالماس از لالیگا سقوط کرده بود اما مقابل ما با تمام قوا بازی کرد و واقعا قوی بود. با اینکه شکست خوردیم اما عالی بازی کردیم. البته کمی هم خسته بودیم و لاس پالماس هم تعویضهای بسیاری انجام داد و باعث شد بازی کمی از شکل و شمایل رسمیاش خارج شود.
چند روز قبل ویدئویی منتشر شد که تو در تمرین ماریتیمو گل زدی. آن هم خیلی زیبا و با بیرون پا. تو آنجا چه کار میکردی و چطور در موقعیت قرار گرفتی؟
من کلا گل زدن را دوست دارم. در تمرین ماریتیمو هم به سه تیم تقسیم شدیم که یکی از تیمها یک بازیکن کم داشت. من در حال استراحت بودم که داخل زمین رفتم و یک گل هم زدم. البته یک موقعیت دیگر هم داشتم که دروازهبان را دریبل زدم اما توپ من وارد دروازه نشد.
بعد از تمرین هم حسابی مورد توجه بازیکنان قرار گرفتی و به قول معروف سوژه آن تمرین شدی.
همه میگفتند تو باید شماره 10 تیم ما باشی. البته این فصل ماریتیمو یک بازیکن با تجربه از زنیت خریده که او پیراهن شماره 10 را میپوشد. من هم به بازیکنان گفتم اجازه دادم تا او شماره 10 را بپوشد.
بازی با پا یکی از خصوصیات بارز بازی پدرت بود. یادم نمیرود که او بارها مهاجمان حریف را دریبل میزد و البته چندین بار هم پشت ضربه پنالتی ایستاد و گل هم زد. تبحر تو در بازی با پا غریزی است یا با تمرین به دست آمده؟
نمیدانم اما میشود گفت هم غریزی است و هم حاصل تمرینهایی که انجام میدهم. بچه که بودم در مدرسه همیشه جلو بازی میکردم. یادم میآید در مدرسه تی ای اس در یک بازی که با بازیکنان بزرگتر از خودمان برگزار کردیم، 6 گل به ثمر رساندم. البته اینها باعث نشد تا دروازهبانی را کنار بگذارم. همیشه دوست داشتم دروازهبان شوم. دروازهبانی که بازی با پایش هم خوب باشد. همیشه سعی میکنم نقطه قوتی که دارم را حفظ کنم و حتی بهتر شوم.
برسیم به بازی مقابل سانتاکلارا. تو در این بازی سیوهای بسیاری داشتی اما یکی از آنها بیشتر به چشم آمد. همانی که همه را یاد بازی ایران - آمریکا در جام جهانی 1998 و سوپر واکنش پدرت مقابل فرانکی هایدوک انداخت. میدانی کدام را میگویم؟
دقیقا. همانی که خودم را جلوی توپ انداختم و با پا آن را مهار کردم. اتفاقا بعد از بازی با پدرم صحبت کردم. او نمایش مرا کامل دیده بود و به من گفت یاد بازی ایران - آمریکا افتادم.
تو در جواب چه گفتی؟
به او گفتم این دو سیو را با هم مقایسه نکن چون این واکنش، حتی 5 درصد آن سیو فوقالعاده هم نبود. من همیشه قدردان این هستم که پدرم را کنار خودم دارم. پدری که یک دروازهبان فوقالعاده بوده و وقتی به من نکتهای را میگوید، میدانم که به فوتبالم کمک میکند.
شرایط ماریتیمو در این فصل چطور است؟ به چه ردهای فکر میکنید؟
بازیکنان بسیاری از دست داده و مهرههای جوانی هم خریدهایم. با تغییر مربی کمی هجومیتر از فصل قبل بازی میکنیم. مربی قبلی ما تفکرات دفاعی داشت اما مربی جدید که در هلند بزرگ شده و نخستین فصل حضورش در پرتغال را سپری میکند بیشتر روی کار تهاجمی تاکید دارد. او دوست دارد کارهای بزرگی انجام بدهد و ما بازیکنان نیز از این چالش استقبال میکنیم.